Refresh ميشوم!
ته مانده چيزي را بخواهند با هزار قر و قميش بدهند دستت و منت هم سرت بگذارند كه از جان مايه گذاشتند و اگر بالادستي بفهمند چهها كه نميكنند و خلاصه، كلي آسمان ريسمان به هم ببافند و تو هم مثل كلوخ چشم دار، بِر و بِر نگاهشان كني و دم بر نزني و تصوير نيمه پر ليوان كذايي، آن قدر توي ذهنت گشت و واگشت بزند تا يك مرتبه كه به خودت بيايي ببيني جا تر است و بچه اي هم در كار نيست.
بيخيال تصوير ميشوي. ميبيني جلوات ايستاده و دارد نگاهت ميكند.
- متي جان! اين روزها Freshنيستي؟!
+ نوشته شده در یکشنبه ۱ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۸:۴۹ ب.ظ توسط
|